It's rainy in my dream always... and my heart is full of love for your blest heart like that nonstop rain....
خیال من همیشه بارانی است ....
و قلب من همانند آن باران بی توقف پر از عشق برای قلب خوشبخت توست ...
+نوشته شده در سیزدهم آبان 1388ساعت15:23توسط ش! |
|
به یاد تو که نمی توان بی نام تو آغاز کرد
30 سال پیش توی یک روز سرد زمستانی بی خبر از هیاهوی این دنیای هزاررنگ بی رنگ پس یک حادثه تاریخی فرزند تسلیم ابدی شدم! با گذشت همه این سالها هنوز نتونستم ابهامات این بیغوله زیستن رو درک کنم! که چرا آدما وقتی واردش می شن واسه خودشون کاخ ابدیت می سازن بی اندیشه گذر!؟ هنوز ذهن من پر از سوالهای رنگارنگیه که تو پستوی قلبم قایمشون کردم!؟؟؟ می خوام بنویسم که بعضی وقتا غمگینم اما تو سکوتم! بعضی وقتا شادم اما باز تو سکوتم! چونکه زبونم تو هول و ولای حرف زدن ترجیح می ده خاموش باشه!